در حالی که بخشی از دستاوردهای جنگ رمضان به نتیجه مذاکرات گره خورده است و احتمال تجدید بدعهدی از سوی متجاوزان وجود دارد، نیروهای مسلح ایران اعلام میدارند که همچون قبل دستشان روی ماشه خواهد بود. این بدان معناست که رکن میدانی و دفاعی ایران به عنوان پشتوانه و ضامن موفقیت دیپلماسی پابرجاست. همچنین، نیروهای نظامی ایران، توانمندی و قدرت خود را با وجود لطمات وارد شده حفظ و به طور هوشمندانه تحرکات دشمن در پیرامون ایران را رصد میکنند تا با هر گونه خطایی از سوی وی، اقدامات تنبیهی را ترتیب دهند.
روز گذشته مقامات نظامی ایران همپا با مذاکرات فنی تیم مذاکرهکننده در ژنو به دشمن در مورد هر گونه اقدامی هشدار دادند. سرپرست وزارت دفاع تهدید کرد در صورت نقض تفاهمنامه، واکنش سنگینی در انتظار دشمن خواهد بود و فرمانده پدافند هوایی نیز اعلام کرد یگانهای عملیاتی در سراسر کشور برای هر سناریویی کاملاً آمادهاند.
در شرایط کنونی، قدرت و حمایت نیروهای نظامی لازمه پیروزی در نبرد دیپلماسی است، هر چند که امریکای بدعهد مطالبات ایران را نقد نکند و از آنها با بازیهای مختلف طفره رود. در حقیقت، قدرت در میز مذاکره توسط قدرت بازدارندگی و توان نظامی تأمین میشود و اگر این مؤلفه نباشد، مذاکره نه تنها به نتیجه نمیرسد که حتی به دلیل موضع ضعف، پذیرای هر شروط تحمیلی از سوی متجاوزان خواهد بود. در اصل، گفتوگو و روابط سیاسی به تنهایی نمیتواند باعث اقتدار سیاسی شود و نیازمند اقتدار نظامی است. به همین دلیل، نیروهای مسلح کشور از زمان توقف جنگ و ورود کشور به مذاکره با امریکا، رویکرد خود را اقدام متقابل دفاعی در برابر هر ماجراجویی و اعلام آمادگی در برابر دشمن قرار دادند. امری که بازدارندگی کشور را ارتقا داده و هم از تشدید تنش توسط امریکا جلوگیری کرده است. طی ماههای گذشته فرماندهان ایرانی در ازای هر تحرک خلاف امریکا در تنگه هرمز و آبهای پیرامون، به طور فوری با موشکباران پایگاههای امریکا در منطقه پاسخ دادند. در نتیجه، دشمن به سرعت از موضع خود عقبنشینی کرد و از تداوم حملات خود دست کشید. به عنوان نمونه، پس از چند عملیات امریکا در خط جنوبی کشور، سپاه پاسداران و ارتش، ۱۸ موضع نظامی امریکا در کویت و بحرین، از جمله پایگاههای علیالسالم، احمدالجابر و شیخ عیسی و آشیانه جنگندههای امریکایی در فرودگاه اردن را مورد هدف موشکی و پهپادی قرار دادند. استراتژی خلاقانه و غیرمنتظره ایران در پاسخ به حملات امریکا و رژیم صهیونیستی و عیان شدن بارقههای شکست در جنگ، سبب شد که متجاوزان مسیر جنگ را به سمت مذاکره تغییر جهت دهند. به اذعان ترامپ، امریکا انتظار نداشت که ایران مواضع نظامی کشورهای منطقه را در بانک اهداف خود قرار دهد. همچنین وی با اعتراف به ناکامیاش در جنگ با ایران گفت: «با ادامه بمباران، تنگه هرمز باز نمیشد.» در واقع، مذاکره نماد پیروزی ایران در جنگ نامتقارن و شکست امریکا برای دستیابی به اهدافش از جمله نابودی توان دفاعی و فروپاشی حکومت و حتی بازگشایی تنگه هرمز است.
ترامپ این روزها با موجی از تمسخر و انتقادات گسترده از عملکرد امریکا و نتیجه جنگ روبهرو است. برخی وضعیت باز شدن تنگه هرمز را دستمایه طنز کرده و میگویند که ترامپ به موضوعی افتخار میکند که پیش از مداخله امریکا وجود داشت. تحلیلگران دیگری معتقدند که ترامپ به دلیل فرار از شکست به دروغگویی روی آورد و در حالی که از نابودی توان دفاعی ایران میگوید که از بازکردن تنگه هرمز ناکام مانده است. این در حالی است که ترامپ برای کاستن از فشارهای موجود برای مذاکره با ایران، لفاظیهایش در مورد نابودی توان دفاعی را سرلوحه اظهاراتش قرار داده است. همچنین وی رویکرد خود را مذاکره زیر تیغ قرار داده تا با فشار به ایران نتایج آن را به نفع خود تغییر دهد.
طی دو روز گذشته ترامپ ادعا کرد: «ایران باید فوراً نیروهای نیابتی بسیار پرهزینه خود در لبنان را از دردسرآفرینی بازدارد. اگر این کار را نکند، دوباره بسیار سخت به ایران ضربه خواهیم زد؛ همانطور که هفته گذشته انجام دادیم، اما این بار شدیدتر.» ترامپ در تلاش است این تهدیدات تند خود را به عنوان اهرمی در میز مذاکره به کار گیرد و با ایجاد موازنهای نسبی در برابر تهدیدات ایران، فضای گفتوگوها را به نفع خود تحت تأثیر قرار دهد. این موضعگیریها، در عمق خود، نوعی اعتراف ضمنی به قدرت دفاعی و بازدارندگی ایران به شمار میرود و به نوعی اقرار به این واقعیت است که تهران همچنان اهرمهای قابلتوجهی دارد.